خطر مکن سر این سوزن، سوی حباب خودت باشد

 

مرا به دست کسی بسپار، که انتخاب خودت باشد

کسی که آینه ای از تو، تب سراب خودت باشد

کسی که هق هق هر روزم، کنار خاطره های تو

کلافه اش نکند  از من ، به صبر و تاب خودت باشد

کسی که بگذرد از روحم، مرا جدا نکند از تو

پناه سایه ی هر روزت، شبانه خواب خودت باشد

اگرچه زندگیم بی عشق، به رودخانه ی بی آبی ست

مباد عاشق من باشد، مباد عذاب خودت باشد

تمام گرمی من از توست، به بود توست که می رویم

مباد اجازه دهی ابری، بر آسمان خودت باشد

به "بود" ها که امیدی نیست، " همیشه" ها همه غمگینند

دلم خوش است به مرگی که ، سبب طناب خودت باشد

بگیر دست مرا تا شعر، بزایم از سر دردی که

وضوح عکسی از احساسم، میان قاب خودت باشد

طناب رابطه ها ترد است، هر آنچه خاطره ها تیزند

خطر مکن سر این سوزن، سوی حباب خودت باشد

 

می نو

/ 64 نظر / 31 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نازنین

دوس دارم که لینکت کنم می نو جان م! [ماچ]

نازنین

اصن من دوس دارم که لینکت کنم!

چند نقطه!

نمی شه باور کرد که این همه مدت شعر تازه ای نگفته باشی. البته یادم هس که یه بار خودم یه سال تموم شعری نسرودم. مهمون می خوای؟ یه شعر ازمن...یه پست مهمان. دس کم به روز می شی. ها؟ می نو؟

فاطمه

این متنت قلبمو به درد اورد

محمود

سلام.خیلی قشنگ بود آفرین.میخواستم اگه امکانش باشه اسم کاملتو بدونم که بقیه اشعارتون رو هم بتونم از سایتا و وبلاگای دیگه بخونم

شعر از شماست؟

مهدیه

سلام وبت خوبه خوشحال میشم به وبم بیای و نظرتو بگی کاش می شد روی خط سرنوشت روزهای با تو بودن را نوشت.. سرنوشت , ننوشت گر نوشت , بد نوشت اما باور کن نمی توان سرنوشت خویش را از سر نوشت ! Gonahkar2014.mihanblog.com Lovebook214.blogfa.com