تو داری میری و خونه می میره....

 

  

 

 به یک سالگیت نزدیک می شی : داغ

 

تو یه کافه ی شلوغ دور یه میز با سه تا از دوستای خوبم نشستیم....

تمام لحظه ها به گفتگو و خنده می گذشت

یه آهنگ با یه ریتم فراموش نشدنی توی فضا پخش شد

من دیگه اونجا نبودم...

رفتم به غمگین ترین و سخت ترین روزهای پارسال، همین موقع ها، قبل از مرگ بابا

من دیگه اونجا نبودم....

آهنگ من رو با خوش برد....اینقدر دور از اون لحظه های شاد که انگار هرگز اونجا نبودم

و اون موقع  تپش قلبم با ریتم  آهنگ یکی شد

چه برفی اومد پارسال تابستون، چه برفی که هنوز سپیدیش روی موهامون زهرخند میزنه

و چه سیگارها که دود شد بی فایده، چه خاطره ها که مرور شد با اشک

چه خواب ها که هیچوقت ندیدیم!

و چه روز پدرها که بعد از این بی تو خواهد گذشت

این روزها یادآور خاطرات تلخیه

تلخ.... تلخ... تلخ

زندگی؟  تلخ ترش نکن....خواهش میکنم

 

ps: اون آهنگ لامصب

 

 

/ 50 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
yalda

ای ول باباهنوز پس ازسالها وبتوداری !!!!!!!!!!مثل همیشه عالی وجذاب

معلم کلاس اول

یه وقت به سرت نزند! که شعرهایم را بتکانی... چرا که رسوا خواهم شد...! و همه خواهند دید!! لحظه لحظه تو را "میان واژه هایم"!!!...

سوگل

سلام بهتون تبریک میگم که چنین وبلاگی دارین خوشحال میشم بهم سربزنین

صباح

و چه سیگار ها که دود شد بی فایده

سوما

آخ از این آهنگ های لامصب [ناراحت]

sepideh

خیلی خوشگل بود بابای منم مرده...داغموتازه کردی..هی روزگار..[افسوس]

sepideh

خوشحال میشم تبادل لینک کنیم http://1onlyblac1.blogfa.com[ماچ][ماچ][لبخند]

الهه

من عاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااشق متنتونم[نیشخند]

دریا

خاطره کلا تلخه[گریه][گریه]

سید ابوالفضل هاشمی

جویبار لحظه ها جاریست اینقدر تلخ به زندگی نکن حتی اگر در کلامت بیاد.3ماه از مرگ پدرم می گذرد اما جویبار لحظه ها جاریست.