ساده نیامدی که چنین ساده بگذرم....

 
احساس مبهمی ست خطر بیخ گوش عشق
  احساس تیغ روی رگ پر خروش عشق
  روی زلال آینه ها نقش تازه ای
از رد دست های کسی بر نقوش عشق
ساده نیامدی که چنین ساده بگذرم
از بارهای بی سرو پا روی دوش عشق
جان بر لبم رسید که یارِ خودم شوی
  مال من است سهم همه نیش و نوش عشق
  دست و دلم به لرزه می افتد،خدا گواه
  از خنده های هرزه که سر برده توشِ* عشق
...
بحث تو نیست، بحث منم با جماعتی
  یک مشت گرگِ بره نما، خرقه پوش عشق
  دست تو نیست، روزی اگر مبتلا شوی
  حالا که بسته است لبان خموش عشق
  این روزگار بدتر از این می شود اگر
  هی دست ، بیشتر بشود در فروش عشق!

می نو
91/8/2

*توش=طاقت
/ 57 نظر / 43 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه

كجايي مينو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فرنوش

مینو تو رو خدا بازم شعر بگو و شعرهات رو برای ما اینجا هم آپلود کن می دومی چند سال ِ وبلاگت پایه ی ثابت لیست فیورت های منه ؟؟ با شعرهات زندگی کردم , هر بار میام میبینم دیگه/هنوز آپلود نکردی دلم میگیره .... امیدوارم هر جا هستی شاد باشی

هستی

با احترام برای خواندت غزلی دعوتید

رضا س

می نو!....پستت داره یکساله میشه! شعر بگو...زووووود

سکوت محض

سلام منم دقیقا مثه فرنوش خانم هر هفته منتظرم لطفا خواهشا توروخدا به روز شو منتظر شعرهای قشنگتم. تا همیشه

جوکر

سلام با تبادل لینک با یه وب طنز موافقی؟[نیشخند]

مضراب غزل

سلام شاعر جان بعد از ماهها به روز شدم و منتظر نقدم[لبخند]

مصطفی-

سلام بعد از چند سال از کوچه شعرهای آن دوست قدیمی گذشتم و دوباره به سراغ شعرهایت آمدم و دوباره چقدر زیبا بودی. [گل]

وبلاگ

سلام وبلاگه قشنگی داری چقد نظر داری خوش به حالت میگم بیا به وبه منم سر بزن و ............... veblog1393.blogfa.com

نیره

اولین بار هست میام اینجا خیلی جالب بود